کاملترین مرجع واژهها و اصطلاحات فنی تولید فولاد، از فرآیند احیا و ذوب تا نورد. معنی دقیق کلمات تخصصی آهن و متالورژی را اینجا بخوانید.
فلز نازک (ضخامت حداکثر حدود ۰.۱۲۷ میلیمتر یا ۰.۰۰۵ اینچ) در هر عرضی؛ معمولاً آلومینیوم، مس، فولاد و غیره.
نوع پرداخت سطحی خشک نورد سرد. آلیاژ پس از غوطهوری در محلول بیکرومات، با نورد سرد خشک روی غلتکهای صیقلی پردازش میشود؛ نتیجه: سطح براق و حفظ رنگ طبیعی فلز (True Metal Color) بدون تغییر رنگ زیاد.
نام رایج محصولات آلومینیوم نوردشده روکشدار (ورق، سیم و غیره) با لایه پوشش آلومینیوم خالص یا آلیاژ متفاوت از هسته. پوشش آندی نسبت به هسته عمل کرده و حفاظت الکتروشیمیایی (کاتدی) در محیطهای خورنده ایجاد میکند.
فولادی که مقادیر قابل توجهی عناصر آلیاژی (غیر از کربن و مقادیر محدود Mn, S, Si, P) دارد؛ هدف معمولاً افزایش سختی، استحکام یا مقاومت شیمیایی است. فولاد کمآلیاژ معمولاً کمتر از ۵٪ عناصر آلیاژی اضافه دارد.
فولادهای موسسه آهن و فولاد آمریکا (AISI). سیستم نامگذاری مشابه SAE اما دقیقتر؛ اعداد با حروف پیشوند همراه هستند: A = فولاد آلیاژی کوره باز قلیایی، B = فولاد کربنی بسمر اسیدی، C = فولاد کربنی کوره باز قلیایی، E = فولاد آلیاژی کوره الکتریکی. در ایران معمولاً به عنوان AISI/SAE شناخته میشود.
فولاد آلیاژی که با سرد کردن در هوا (بدون نیاز به کوئنچ در مایع) سخت میشود و ساختار مارتنزیتی کسب میکند. عناصر آلیاژی مانند کروم، نیکل، مولیبدن و منگنز این خاصیت را تقویت میکنند.
فلزی که با افزودن عناصر فلزی یا غیرفلزی دیگر به فلز پایه، خواص مطلوب (مانند استحکام، مقاومت خوردگی و غیره) کسب میکند.
شکنندگی ایجاد شده پس از اسیدشویی فولاد در اسید؛ هیدروژن تولیدشده از واکنش آهن و اسید، تا حدی توسط فلز جذب شده و باعث کاهش شدید شکلپذیری و شکنندگی هیدروژنی میگردد.
سرد کردن فلز گرمشده در هوای آزاد؛ سرعت سرد شدن متوسط بین سرد کردن آهسته داخل کوره و کوئنچ سریع در محیط مایع
روش فولادسازی (بسمر، کوره باز یا الکتریکی) با آستر نسوز سیلیسی (اسیدی)؛ در این روش فسفر بهخوبی حذف نمیشود، بنابراین نیاز به چدن خام با فسفر بسیار پایین است.
در فولادهای نرم یا کمکربن: تغییرات آهسته و تدریجی مهم تجاری در خواص فولاد پس از عملیات نهایی (کار سرد یا حرارتی)؛ منجر به افزایش سختی، حد الاستیک و استحکام کششی میشود اما شکلپذیری کاهش مییابد. این پدیده در دمای محیط و بهصورت خودبهخود رخ میدهد.
در صنعت فولاد، استانداردهای ASTM (انجمن آزمایش و مواد آمریکا) زبان مشترک مهندسان و تولیدکنندگان برای تضمین کیفیت، ایمنی و کارایی محصولات هستند. این استانداردها فولادها را بر اساس ترکیب شیمیایی، خواص مکانیکی (مثل استحکام کششی) و کاربرد نهایی دستهبندی میکنند.
تغییر خودبهخودی خواص فیزیکی برخی فلزات در دمای محیط پس از کار سرد نهایی یا عملیات حرارتی نهایی. اغلب مترادف با سختشدن پیری (Age-Hardening) است.
به پلیمورفیسم (چندشکلی) مراجعه کنید
آلیاژ مس-روی با حداکثر ۳۸٪ روی؛ مناسب برای عملیات کار سرد (مانند کشش، نورد سرد)
0.1٪ باید دارای صافی بسیار بالا، سختی یکنواخت و الاستیسیته عالی باشد. کاربرد اصلی: قطعات نی (reed) آکاردئون و سازهای مشابه
آلیاژ مس-قلع با محلول جامد آلفا؛ معمولاً ۴–۵٪ قلع. کاربرد: سکهسازی، فنر، تیغه توربین و غیره
شکل پلیمورف آهن پایدار زیر ۱۶۷۰ درجه فارنهایت؛ ساختار مکعبی مرکزپر (BCC)؛ مغناطیسی تا حدود ۱۴۱۰ درجه فارنهایت. در متالورژی به آن فریت نیز گفته میشود.
عنصر Al؛ کاربرد اصلی در فولادسازی: ۱) اکسیدزدایی قوی (آلومینیومکِیلد)، ۲) محدود کردن رشد دانه با تشکیل اکسید/نیترید پراکنده، ۳) عنصر آلیاژی در فولادهای نیتریشنی.
فاقد ساختار کریستالی منظم
عملیات حرارتی شامل گرمایش و سرد کردن آهسته؛ اهداف: حذف تنشهای داخلی، نرم کردن، بهبود شکلپذیری، چقرمگی، پالایش دانه، حذف گازها و ایجاد میکروساختار مطلوب.
فرآیند پوششدهی الکتروشیمیایی آلومینیوم با لایه نازک اکسید آلومینیوم بسیار سخت؛ امکان ایجاد پوششهای رنگی متنوع با نفوذ رنگ.
عملیات پیری در دمای بالاتر از دمای اتاق. به عملیات حرارتی رسوبی مراجعه شود – در مقابل پیری طبیعی (اتاقی)
سیستم نامگذاری فولادها و آلیاژهای مسی با دو رقم آخر نشاندهنده درصد کربن (معمولاً ±۰.۰۵٪). در ایران به عنوان استاندارد AISI/SAE شناخته میشود.
نام تجاری فرآیند عملیات حرارتی ثبتشده؛ شامل کوئنچ ایزوترمال در محیطی با سرعت سرد شدن مناسب برای جلوگیری از تشکیل پرلیت بالا، و نگهداری در دمایی بین تشکیل پرلیت و مارتنزیت تا تکمیل تحول.
فولادی که به دلیل وجود عناصر آلیاژی (مانند منگنز، نیکل، کروم و غیره) ساختار آستنیت آن در دمای اتاق پایدار میماند (مانند فولادهای زنگنزن ۱۸-۸).
میکروساختار سوزنیشکل (آسیکولار) باریک و کشیده که در فولاد نواری فنری ظاهر میشود؛ دارای چقرمگی بالا و شکلپذیری بیشتر از مارتنزیت تمپرشده است. بنییت محصول تجزیه آستنیت است و بهترین شرایط تشکیل آن در دماهای نگهداری ایزوترمال بین دمای تشکیل پرلیت ریز و دمای تشکیل مارتنزیت قرار دارد.
فولاد نواری فنری نورد سرد با کربن بالا، سختکاریشده، تمپرشده، صیقلی و براق؛ مخصوص ساخت تیغه اره نواری برای برش چوب، فلزات غیرآهنی و پلاستیک. معمولاً مقداری نیکل دارد و سختی آن حدود Rockwell C40–45 است.
ظاهر نواری موازی در جهت نورد یا کار مکانیکی فلز، که در سطح شکست یا سطح صاف (با یا بدون اچ کردن) با چشم غیرمسلح یا زیر میکروسکوپ مشاهده میشود.
لایه زیرین سطح فلز (زیر لایه اکسید پوستهای) که در اثر گرمایش در محیط اکسیدکننده تشکیل میشود. در فولاد، این لایه همیشه دچار کربنزدایی (دکربورایزاسیون) است
واحد اندازهگیری وزن ورق قلعاندود (Tin Plate). معادل ۱۱۲ ورق با ابعاد ۱۴×۲۰ اینچ است و وزن آن (به پوند) مشخصکننده ضخامت ورق است. به تعریف Tin Plate Base Box مراجعه شود.
کوره باز با آستر قلیایی (معمولاً منیزیت) است که در فولادسازی برای تولید فولاد با محتوای کمتر گوگرد و فسفر استفاده میشود.
روش فولادسازی که در آن اکسیژن خالص با فشار بالا به سطح مذاب چدن در کوره قلیایی (شبیه پاتیل) دمیده میشود. زمان سیکل ذوب بسیار کوتاه و کیفیت محصول مشابه فولاد کوره باز است. رایجترین روش تولید فولاد در جهان امروز.
روش فولادسازی (بسمر، کوره باز یا الکتریکی) با آستر نسوز قلیایی (معمولاً دولومیت یا منیزیت) که در آن سرباره غنی از آهک تشکیل شده و فسفر به خوبی حذف میشود.
نوع آنیلینگ که در آن قطعه در حمام مایع (مانند سرب مذاب یا نمکهای مذاب) با دمای کنترلشده غوطهور میشود. اگر حمام سرب باشد، به آن lead annealing میگویند.
ایجاد برجستگی یا لبه گرد (رج) روی ورق فلزی با استفاده از پرس یا غلتک
آزمونهای مختلف برای تعیین چقرمگی و شکلپذیری ورق، نوار یا پلیت نوردشده؛ نمونه حول محور یا شعاع خارجی خم میشود. نمونه باید لبههایش پرداخت شود تا پوسته و ترک برش حذف شود. در ایران معمولاً در استانداردهای ISIRI و تستهای پذیرش فولاد استفاده میشود.
آلیاژ مس با ۲–۳٪ بریلیوم (گاهی با مقادیر کم نیکل یا کبالت). دارای خاصیت سختشدن پیری بسیار قوی و سختی نهایی حدود ۴۰۰ برینل (Rockwell C43). کاربرد اصلی: فنرهای الکتریکی، سوئیچها، قطعات دقیق الکتریکی و ابزارهای مقاوم به خستگی.
روش فولادسازی که در آن هوا از میان مذاب آهن دمیده میشود و ناخالصیها با اکسیداسیون حذف میگردند. امروزه منسوخ شده است.
شمش نیمهتمام با مقطع مربعی یا مستطیلی کوچکتر از بلوم. به تعریف Bloom مراجعه شود.
آلیاژی که فقط دو عنصر اصلی دارد (به جز ناخالصیهای جزئی)، مانند برنج که فقط مس و روی دارد.
نوع آنیلینگ جعبهای یا گلدانی برای ورق، نوار یا سیم آلیاژی آهنی پس از کار گرم و اسیدشویی. نتیجه: سطح سیاهرنگ اکسیدی. به box annealing مراجعه شود.
نوار فنری نورد سرد با کربن متوسط تا بالا (معمولاً ۰.۷۰–۰.۸۰٪)، کوئنچ روغن و تمپرشده؛ رنگ سیاه-آبی (اسکالس بلو)، سختی حدود Rockwell C44–47.
کوره بلند عمودی برای تولید چدن خام؛ مواد اولیه (سنگآهن، کک، سنگ آهک) از بالا شارژ شده و هوای گرم (بلاست) از پایین دمیده میشود. آهن مذاب و سرباره از پایین تخلیه میگردد.
عیب سطحی یا زیرسطحی به شکل حباب/تاول ناشی از گازهای محبوس در فلز مذاب یا پلاستیک. تاولهای بسیار ریز به آن pin-head یا pepper blister میگویند.
محصول نیمهتمام نورد گرم از شمش؛ مقطع مربعی یا مستطیلی بزرگ. شامل بلوم، اسلب، بیلیت و شیتبار است. تفاوت اصلی در نسبت عرض به ضخامت و کاربرد نهایی است.
خط نورد اولیه که شمشها را به بلوم، بیلیت، اسلب و شیتبار تبدیل میکند. به محصولات نیمهتمام (Semi-finished Steel) مراجعه شود.
حفره یا حباب گازی محبوس در فلز در زمان انجماد به دلیل خروج ناکافی گازها.
کاهش شکلپذیری در اثر پیری ناشی از کرنش؛ در آلیاژهای آهنی هنگام کار در محدوده ۱۵۰–۳۷۰ درجه سانتیگراد (۳۰۰–۷۰۰ درجه فارنهایت) رخ میدهد.
نرم کردن ورق نورد گرم فولادی با حرارتدهی در کوره باز تا محدوده تحول و سپس سرد کردن در هوا؛ نتیجه تشکیل لایه اکسید آبیرنگ روی سطح است.
نوار فولاد فنری که برای دستیابی به استحکام و خاصیت ارتجاعی بالا تمپر شده و دارای لایه اکسید آبی سطحی مشخص است.
ایجاد لایه نازک اکسید سیاه-آبی روی ورق با قرارگیری در بخار خشک یا هوا در حدود ۵۴۰ درجه سانتیگراد (معمولاً در آنیلینگ جعبهای). (۲) در نوار فنری تمپرشده: لایه اکسید آبی با حرارتدهی ملایم.
در شبکههای بلوری: شبکه مکعبی مرکزپر (BCC)؛ نقاط شبکه در گوشهها و مرکز سلول واحد قرار دارند
پوششدهی فولاد با لایه فسفات روی به منظور ایجاد سطح چسبندگی عالی برای رنگ یا لاک
عنصر B؛ در فولاد به مقدار بسیار کم (چند ppm) اضافه میشود تا قابلیت سختشوندگی (هاردنابیلیتی) را افزایش دهد؛ بهویژه در فولادهای کربورایزینگ و سختکاری سطحی.
"قالب شمش با دهانه تنگ؛ برای تولید فولاد کپد (capped steel). کلاهک روی دهانه گازهای خارجشده را محبوس کرده و از ریمینگ جلوگیری میکند.
خمیدگی قوسی (کَمبر) به انحنای کنترلشده یا قوسدار شدن سطح یا طول قطعه فولادی گفته میشود که معمولاً برای اصلاح تغییر شکل ناشی از نورد، برش یا تنشهای داخلی انجام میشود.
فولاد نواری سختکاریشده، تمپرشده، صیقلی براق، فوقالعاده صاف و با دقت بالا نورد شده. کربن ≈ ۱.۲۵٪، کروم ≈ ۰.۱۵٪. مخصوص ساخت شاترهای مکانیکی دوربینهای عکاسی (به دلیل سختی بالا، صافی عالی و خستگی کم).
فولاد کپد نوعی شمش فولادی است که در قالب بطریشکل با دهانه تنگ ریختهگری میشود و با کلاهک پوشانده میشود تا از ایجاد لبههای ناخواسته (rim defects) و حبس گازها در هنگام انجماد جلوگیری گردد. این شمشها به عنوان محصولات نیمهتمام برای تولید بیلیت یا بلوم و مراحل نورد بعدی استفاده میشوند.
ترکیب شیمیایی کربن با یک یا چند عنصر فلزی (مانند Fe₃C، WC، TiC و غیره). در فولادها سیمانتیت (Fe₃C) رایجترین کاربید است.
عنصر C (شماره ۶ جدول تناوبی، وزن اتمی ۱۲.۰۱)؛ مهمترین عنصر آلیاژی در فولادها. کربن خواص مکانیکی فولاد (سختی، استحکام، چقرمگی) را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. شکلهای آلوتروپی: گرافیت، الماس، آمورف. در متالورژی به صورت کک برای احیای اکسیدها استفاده میشود.
فلزات و آلیاژهایی که تقریباً فاقد کربن هستند (کربن کمتر از حد تشخیص یا بسیار ناچیز).
فولادی که آلومینیوم به عنوان عامل اصلی اکسیدزدایی (کِیلد کردن) استفاده شده است. (به تعریف فولاد کیلد شده مراجعه شود.)
در استانداردهای فولاد، اختلاف بین حداقل و حداکثر درصد کربن مجاز (مثلاً ۰.۸۰–۰.۹۰٪).
فولاد معمولی که عمدتاً از آهن و کربن تشکیل شده و عناصر آلیاژی ویژه (مانند Cr، Ni، Mo) ندارد یا در حد ناچیز دارد؛ در مقابل فولاد آلیاژی.
روش قدیمی سختکاری سطحی؛ افزایش کربن سطح فولاد با حرارتدهی در تماس با مواد کربنی (جامد، مایع یا گاز) در دمای زیر نقطه ذوب. نتیجه: لایه سطحی سخت (کیس) و هسته نرم.
سخت کردن سطح فولاد (یا آلیاژ آهنی) با کربورایزینگ و سپس عملیات حرارتی مناسب؛ لایه سطحی سخت و مقاوم به سایش، هسته نرم و چقرمه.
هر قطعهای که از ریختن فولاد مذاب در قالب ساخته شود (فولاد ریختهگری).
ورق قلعاندود با پوشش قلع نسبتاً سنگین (بیشتر از گریدهای کوک تین پلیت). کیفیت بالاتر و پوشش ضخیمتر نسبت به نوع کوک.
خطوط یا فرورفتگیهای موازی عمود بر لبه نوار، با فاصله منظم و نزدیک به هم؛ ناشی از ارتعاش غلتکهای نورد.
روش حذف درزها و عیوب سطحی با قلمزنی یا گودبرداری دستی (چیزل یا گوج). حذف عیوب با برش گاز به آن deseaming یا scarfing میگویند.
عنصر Cr (شماره ۲۴، وزن اتمی ۵۲.۰۱)؛ فلز نقرهای براق، سخت و مقاوم به اکسیداسیون. مهمترین کاربرد در فولاد: افزایش مقاومت به خوردگی و اکسیداسیون، افزایش قابلیت سختشوندگی، استحکام در دمای بالا، مقاومت به سایش (بهویژه با کربن بالا). پایه فولادهای زنگنزن و آبکاری کروم.
فولاد آلیاژی با کروم و نیکل (معمولاً تولید کوره الکتریکی). معروفترین نوع: فولاد زنگنزن ۱۸-۸ (۱۸٪ Cr + ۸٪ Ni) که آستنیتی و غیرمغناطیسی است.
فلز کامپوزیتی با دو یا سه لایه متصلشده (روکشدار). اتصال معمولاً با نورد مشترک، جوشکاری، رسوبدهی شیمیایی سنگین یا آبکاری الکتریکی ضخیم انجام میشود.
فرآیند روکش کردن یک فلز با فلز دیگر. معمولاً اسلبهای نسبتاً ضخیم دو فلز را تماس داده و با نورد مشترک روکش میکنند. گاهی قبل از نورد آبکاری الکتریکی ضخیم انجام میشود.
فولاد نواری فنری تمپرشده و صیقلی با کربن ۰.۹۰–۱.۰۳٪. به Tempered and Polished Spring Steel Strip مراجعه شود. دقت بسیار بالا، صافی عالی، برای فنرهای ساعت، تایمر و قطعات دقیق.
نوع نورد که غلتکهای کاری کوچک (قطر کم) توسط دو یا چند غلتک پشتیبان (بکآپ) حمایت میشوند. برای نورد دقیق و ضخامت نازک مناسب است (مثل نورد ۴-های، ۶-های یا ۲۰-های).
عنصر Co (شماره ۲۷، وزن اتمی ۵۸.۹۴)؛ فلز خاکستری مغناطیسی، مقاوم به خوردگی. کاربرد اصلی در فولاد ابزار: افزایش سختی قرمز (red hardness) با سخت کردن فریت؛ پایه ماتریس در کاربیدهای سیمانی (cemented carbide).
چینخوردگی یا رجهای موازی عمود بر جهت نورد در ورق؛ معمولاً در کل عرض ورق دیده میشود. عیب رایج در ورقهای نورد گرم یا سرد.
جوش اتصال دو طول فلز داخل یک کلاف؛ گاهی در محصول نهایی نورد سرد دیده نمیشود.
فرآیند پرس دقیق برای ایجاد تصویر یا نوشته روی سطح فلز صاف با پانچ و دای؛ مانند ضرب سکه، مدال یا قطعات دقیق.
ورق قلعاندود گرم با پوشش قلع سبکترین تجاری؛ کاربرد: قوطی غذا، روغن و غیره. گرید بالاتر: best cokes؛ برای پوشش سنگینتر به Charcoal Tin Plate مراجعه شود.
نوار فلزی تولیدشده از نوار نورد گرم با نورد کاهش سرد (cold reduction mill).
کاهش ابعاد فلز (بهویژه ضخامت) با نورد یا کشش در دمای اتاق یا زیر دمای تبلور مجدد؛ باعث کارسختشوندگی میشود.
سطح حاصل از نورد سرد ورق یا نوار اسیدشوییشده با روانکننده؛ ظاهر نسبتاً صاف و یکنواخت
نورد فلز در دمای زیر نقطه نرم شدن؛ باعث کارسختشوندگی میشود. خواص مکانیکی (سختی، استحکام، سختی، شکلپذیری) را تغییر داده و تمپرهای مختلف ایجاد میکند.
تغییر شکل پلاستیک فلز در دمای پایین (معمولاً اتاق)؛ باعث افزایش سختی و استحکام با کارسختشوندگی میشود (مانند نورد سرد، کشش، چکشکاری)
عنصر Cb (امروزه Nb نامیده میشود، شماره ۴۱، وزن اتمی ۹۲.۹۱)؛ فلز خاکستری براق. کاربرد اصلی: تثبیت آستنیت در فولادهای زنگنزن کروم-نیکل (جلوگیری از رسوب کاربید کروم) و کاهش سختشوندگی هوایی در فولادهای کروم ساده.
آلیاژ مس-روی (برنج) با ۹۰٪ مس و ۱۰٪ روی؛ قویتر از مس خالص و شکلپذیری خوب. کاربرد: پیچ، سیم، یراقآلات. علیرغم نام برنز، قلع ندارد.
عیب ریختهگری؛ محل برخورد دو بخش مذاب یا پلاستیک که بهخوبی جوش نخورده و متحد نشدهاند. مشابه لمینیشن.
شکنندگی فلزات در دمای معمولی یا پایین (برخلاف hot short).
خمیدگی لبهای (عرضی)؛ انحراف جانبی لبه ورق یا نوار فلزی از خط مستقیم. در ایران به آن «کَمبر» یا «بُو» میگویند و یکی از عیوب رایج صافی ورق/نوار است.
(۱) حالت آنیلشده (مثل سیم فنری کست). (۲) در نوار/سیم براق: سایه یا تغییر رنگ سطحی. (۳) انحنا یا کج بودن (مثل کویلست در کلاف).
تنها سنگ معدن تجاری آلومینیوم. ترکیب اصلی آن Al₂O₃·xH₂O (هیدراته آلومینا) است.
به بخش FINISHES مراجعه شود.
ورق فولادی کربنی با کیفیت استاندارد تجاری؛ حداکثر کربن ۰.۱۵٪ (بر اساس آنالیز پاتیل). مناسب کاربردهای عمومی.
روش ریختهگری که شمش بهصورت پیوسته جامد میشود و طول آن محدود به ابعاد قالب نیست. رایجترین روش تولید شمش در فولادسازی مدرن.
کورهای که مواد بهصورت پیوسته از داخل آن عبور میکنند (مثل کورههای آنیلینگ مداوم یا نرمالایزینگ).
عبور مداوم ورق یا نوار از سری تانکهای اسیدشویی و شستشو.
خط نورد چنداستنده همگام که کلاف نورد گرم را بهصورت پیوسته کاهش ضخامت میدهد (عرض ثابت میماند) و در انتها دوباره کلاف میشود.
کوره آنیلینگ روشن (bright annealing) با گازهای کنترلشده (خنثی یا احیایی) برای جلوگیری از اکسیداسیون سطح فلز.
کورهای که هوا از میان مذاب فلز خام یا مات دمیده میشود تا ناخالصیها اکسید و حذف شوند (مانند کنورتر بسمر یا LD).
تنشهای ایجادشده به دلیل انقباض ناهمگن یا محدودیت خارجی در حین سرد شدن؛ همچنین تنشهای ناشی از تغییر شکل پلاستیک موضعی که باقی میمانند.
سر و ته محصول نورد یا آهنگری که معیوب است و بریده و دور ریخته میشود.
عنصر Cu (شماره ۲۹، وزن اتمی ۶۳.۵۷)؛ فلز قرمز رنگ، شکلپذیر، رسانای عالی الکتریکی و حرارتی. کاربرد گسترده در برنج، برنز، سیم، لوله، ورق و آلیاژها.
آلیاژهای پایه مس که به صورت برش خورده، لبهنورد شده، بریده، ارهشده، ماشینکاریشده یا کشیدهشده عرضه میشوند
محدوده دمایی که تغییرات داخلی (تحول فازی) در فلز رخ میدهد؛ همچنین محدوده تحول نامیده میشود.
شکنندگی ایجادشده در برخی آلیاژها به دلیل قرارگیری در محیط خورنده؛ معمولا به صورت خوردگی بیندانهای رخ میدهد.
سیم تخت که به صورت هستهپیچ (oscillated wound) پیچیده شده. به Oscillated Wound Coils مراجعه شود.
حمله شیمیایی یا الکتروشیمیایی تدریجی به فلز توسط اتمسفر، رطوبت یا عوامل دیگر.
عیب: موجهای متناوب عمیق و کوتاه (رج و شیار) روی سطح ورق یا نوار.
تغییر شکل پلاستیک آهسته فلز تحت تنش ثابت (کمتر از حد تسلیم) در زمان طولانی؛ بهویژه مهم در دماهای بالاتر از تبلور مجدد.
دماهایی که تغییرات داخلی یا تحولات فازی در فلز (در گرمایش یا سرمایش) رخ میدهد.
به Luders Lines مراجعه شود. همچنین به رجها یا موجهای عرضی اطلاق میشود.
در فلز نورد یا کشیدهشده: جهت موازی با محور غلتکها (عرض نورد)؛ جهت عمود بر جهت نورد یا کشش.
نورد در زاویه نسبت به جهت طولی فلز؛ معمولا برای افزایش عرض انجام میشود.
بوته سرامیکی (معمولا گرافیتی-خاکی) یا فلزی برای ذوب فلز. گاهی به بوتههای چدنی یا فولادی نیز گفته میشود.
افزایش ضخامت در مرکز ورق یا نوار نسبت به لبهها (عیب صافی).
(۱) جامد همگن با آرایش سهبعدی تکراری اتمها. (۲) در فلزات: مترادف دانه (grain) و کریستالی.
متشکل از کریستالها (دانهها)
تشکیل کریستالها با قرارگیری منظم اتمها در شبکه بلوری؛ آنچه در انجماد فلز مذاب رخ میدهد. (خستگی فلزات گاهی به اشتباه به کریستالیزاسیون نسبت داده میشود.)
در متالوگرافی: شبکه مکعبی مرکزپر (BCC). به ساختار بلوری اشاره دارد.
نوع شکست در آزمون کشش که شبیه فنجان است؛ بخش خارجی کشیده و بخش داخلی کمی فرو رفته.
به آزمون شکلپذیری اولسن (Olsen Ductility Test) مراجعه شود.
سختکاری سطحی آلیاژ آهنی با حرارتدهی در تماس با نمک سیانید و سپس کوئنچ.
وضعیت کاملا صاف بدون هیچگونه موج، کَمبر یا انحنا در ورق، نوار یا پلیت. با روش استرتچر لِوِلینگ (کشش برای صاف کردن) به دست میآید.
فولاد کربنی بسیار کم (کمتر از ۰.۱۰٪ کربن، منگنز ۰.۲۰–۰.۵۰٪) تولیدشده در کوره باز قلیایی یا BOF و کاملاً آنیلشده؛ بیشترین نرمی و شکلپذیری را دارد.
گرمایش فلز بالاتر از محدوده بحرانی و سرد کردن مناسب برای دستیابی به بیشترین نرمی و شکلپذیری تجاری ممکن. هدف: حداکثر نرم بودن برای عملیات عمیق کشش یا فرمدهی.
وضعیت حداکثر نرمی تجاری قابل دستیابی در سیم، نوار یا ورق فلزی پس از آنیلینگ کامل. در استانداردهای نوار فولادی و برنج به عنوان No. 5 Temper شناخته میشود؛ مناسب برای کشش عمیق." },
روش حذف بُر (لبه تیز و زائد) ایجادشده در برش (اسلیتینگ) نوار فلزی با نورد لبه یا سوهانکاری.
خطوط یا علامتهای سطحی روی محصول کشیدهشده یا اکسترودشده ناشی از عیوب جزئی سطح دای.
حذف کربن از لایه سطحی آهن یا فولاد، معمولاً در اثر حرارتدهی در اتمسفر اکسیدکننده یا احیایی. بخار آب، اکسیژن و CO₂ عوامل قوی کربنزدایی هستند. حتی گرم کردن مجدد با پوسته چسبیده نیز باعث دکربورایزاسیون شدید میشود.
فرآیند شکلدهی سرد ورق یا نوار فلزی به شکلهای جاممانند (کاپمانند) با پرس و دای؛ شامل تغییر شکل پلاستیک قابل توجه. ورق/نوار DD (Deep Drawing Quality) برای این منظور سفارش داده میشود.
در فولادسازی: حذف گازهای محلول (هیدروژن، نیتروژن، اکسیژن) از مذاب با استفاده از خلأ همراه با همزدن مکانیکی یا تزریق گاز.
شکل آلوتروپیک آهن پایدار از حدود ۱۴۰۰ درجه سانتیگراد (۲۵۵۲°F) تا نقطه ذوب؛ ساختار مکعبی مرکزپر (BCC).
افزایش اندازه کریستالها (دانهها) با افزایش دمای آنیلینگ؛ رشد با تهاجم یک دانه به مناطق دانههای دیگر رخ میدهد.
حذف اکسیژن. در فناوری ورق، نوار و سیم فولادی معمولاً به معنای عملیات حرارتی در اتمسفر احیایی برای کاهش پوسته (اسکیل) است. (به Controlled Atmosphere Furnaces مراجعه شود.)
ایجاد الگوی فرو رفته (حفره) در قالب با ماشینکاری یا فرمدهی.
سطح مقعر از لبه تا لبه (فرورفتگی عرضی)؛ انحراف از صافی در جهت عرض ورق.
گرمایش مجدد فولاد سختشده به دمایی زیر محدوده بحرانی برای تنظیم سختی. مترادف تمپرینگ (Tempering).
میله فولادی ابزار کربن بالا، آنیلشده و صیقلی، معمولا گرد و سنترلس سنگزنیشده. سایزها از ۰.۳۳ میلیمتر تا حدود ۳۸ میلیمتر. گریدهای آبسخت و روغنسخت؛ کاربرد: پانچ، مته، تاپ، پین، قطعات دقیق ماشینکاری.
سطح براق و پرداختشده حاصل از نورد سرد بدون خنککننده یا روانکننده روی غلتکهای صیقلی؛ ماده اولیه اسیدشویی سادهشده باشد.
خاصیت فلز که اجازه تغییر شکل مکانیکی سرد (بدون شکست) را میدهد. در فولاد معمولاً با درصد ازدیاد طول (Elongation) و کاهش سطح مقطع در آزمون کشش اندازهگیری میشود.
نام تجاری اولین آلیاژ آلومینیوم-مس-منیزیم سختشونده با پیری (سری ۱۷S) با حدود ۴٪ Cu، ۰.۵٪ Mn و ۰.۵٪ Mg. امروزه به طور کلی به کلاس آلیاژهای آلومینیوم-مس-منیزیم سختشونده در دمای اتاق اطلاق میشود.
برآمدگیهای موجی (گوشمانند) در لبه باز جام یا پوسته در حین کشش عمیق؛ ناشی از تفاوت خواص جهتدار ورق. همچنین به آن scallop میگویند. کیفیت non-scalloping = بدون ایرینگ.
روش پرداخت لبه خام یا برشخورده نوار فلزی با عبور از سری سوهانهای زاویهدار؛ برای حذف بُر یا ایجاد لبه گرد کامل.
چینخوردگی یا ترکهایی که از لبه ورق تمپررولشده به داخل گسترش یافتهاند.
لبه ورق و نوار فولادی، استاندارد شدهاند تا بر اساس شکل و پرداخت، مناسب فرآیندهای نورد، خمکاری، جوشکاری و پوششدهی باشند.
به Camber مراجعه شود. خمیدگی در جهت لبه (عرضی).
پرداخت و فرمدهی لبه نوار فلزی با نورد، سوهانکاری یا کشش.
حداکثر تنش که ماده بدون تغییر شکل دائمی تحمل میکند (حد تناسب تنش-کرنش).
فولاد تولیدشده در کوره الکتریکی (معمولاً قوس الکتریکی). به دلیل هزینه بالا، عمدتا برای فولاد ابزار و فولادهای با ارزش بالا استفاده میشود.
پوششدهی روی فولاد با رسوب الکترولیتی روی (الکتروپلیتینگ Zn).
تمیزکاری، پرداخت یا اکسیداسیون الکترولیتی؛ قطعه به عنوان آند در الکترولیت قرار گرفته و با جریان الکتریکی تمیز میشود.
به Electro cleaning مراجعه شود. پرداخت سطحی با روش الکترولیتی."
ورق سیاه (بلک پلیت) که دو طرف آن با قلع خالص تجاری به روش الکترودپوزیشن قلعاندود شده است.
ایجاد پوشش نازک یک فلز روی فلز دیگر با رسوب الکترولیتی. کاربرد بسیار گسترده در صنعت
افزایش طول نمونه قبل از شکست در آزمون کشش؛ معمولاً به درصد طول اولیه بیان میشود و معیاری برای شکلپذیری است
دستگاه اندازهگیری تغییر شکل (کرنش) فلز تحت تنش (در محدوده الاستیک یا پلاستیک).
ایجاد طرح برجسته یا فرو رفته روی ورق یا نوار با عبور از غلتکهای طرحدار.
حداکثر تنش متناوب که ماده میتواند برای تعداد نامحدود سیکل بدون شکست خستگی تحمل کند.
آزمون شکلپذیری ورق مشابه آزمون اولسن؛ اندازهگیری عمق کشش تا ترک به میلیمتر.
در متالوگرافی: آشکارسازی ساختار با حمله انتخابی معرفها به سطح فلز (برای مشاهده دانه، فازها و عیوب زیر میکروسکوپ)
فولاد با ترکیب یوتکتوئید (حدود ۰.۸۰–۰.۸۳٪ کربن)؛ دمای یوتکتوئید ≈ ۷۲۳ درجه سانتیگراد (۱۳۳۳°F). در حالت آنیلشده فقط پرلیت دارد. فولادهای کمتر از این کربن = هیپو یوتکتوئید (فریت + پرلیت)، بیشتر = هیپر یوتکتوئید (پرلیت + سیمانتیت).
فولاد سختکاریشده، تمپرشده، آبیپولیش؛ کربن ≈ ۱٪، کروم ≈ ۰.۱۷٪. کاربرد: اکسپندر (فنر نگهدارنده) در رینگ پیستون روغن. سختی معمول ۳۰N ۷۰–۷۳.
اندازهگیری کرنش در محدوده الاستیک برای تعیین حد تناسب، تنش اثبات (Proof Stress)، استحکام تسلیم با روش آفست و غیره؛ نیاز به دستگاه خاص و نمودار تنش-کرنش دارد.
در اصطلاحات کارخانه برنج: شش شماره B&S سختتر از حالت آنیلشده؛ معادل ≈ ۵۰.۱۵٪ کاهش ضخامت.
در اصطلاحات کارخانه برنج: ده شماره B&S سختتر؛ معادل ≈ ۶۸.۵۵٪ کاهش ضخامت از حالت آنیلشده.
پدیدهای که منجر به شکست فلز تحت تنشهای تکراری یا نوسانی میشود. شکست خستگی پیشرونده است؛ با ترکهای بسیار ریز شروع شده و تحت تنش نوسانی رشد میکند. یکی از مهمترین علل شکست قطعات در سرویس.
آلیاژ آهن-منگنز (معمولاً ۷۵–۸۰٪ منگنز) که برای افزودن منگنز به مذاب فولاد یا چدن استفاده میشود. فرومنگنز یکی از مهمترین فروآلیاژها در فولادسازی است.
آلیاژ آهن با مقدار کافی عنصر آلیاژی (مانند منگنز، کروم، وانادیم، سیلیکون، مولیبدن و غیره) که برای افزودن کنترلشده این عناصر به مذاب فولاد استفاده میشود.
دستگاه نگهدارنده فلز در موقعیت صحیح طی نورد یا اسلیتینگ.
مرتبط با آهن (از لاتین ferrum). آلیاژهای فروس = آلیاژهای پایه آهن (در مقابل غیرفروس یا non-ferrous).
تنش واحد در هر نقطه از المان سازهای تحت بار؛ به صورت بار بر واحد سطح بیان میشود.
لبههای پرداختشده که شکل نهایی آنها با کشیدن نوار روی سری سوهانهای فولادی کوچک ایجاد میشود. روش استاندارد برای پرداخت لبه نوار فنری آنیلشده پس از اسلیتینگ (بهویژه برای حذف ترک لبه یا بُر).
فولادی که بدون عملیات یا پردازش بیشتر آماده عرضه به بازار است (ورق، میلگرد، پروفیل نهایی و غیره). بلوم، بیلیت، اسلب، شیتبار و وایرراد = نیمهتمام (semi-finished).
نرم کردن فلز با اعمال حرارت مستقیم از شعله با دمای بالا (معمولاً برای عملیات موضعی یا قطعات خاص).
سختکاری آلیاژ آهنی با حرارتدهی موضعی بالای محدوده تحول توسط شعله داغ و سپس سرد کردن (معمولاً کوئنچ آب یا هوا)؛ برای قطعات بزرگ یا سطوح خاص.
فولاد نواری فنری فوقالعاده صاف، صیقلی، دقیق در ضخامت، سختکاریشده و تمپرشده با کربن ≈ ۱.۱۵٪. نام از کاربرد اصلی آن در شیرهای فلپر (مثل کمپرسورها و شیرهای یکطرفه) گرفته شده است.
نورد سرد و آنیلشده؛ کربن ≈ ۰.۸۵٪. به صورت کلاف یا طول تخت عرضه میشود. برای ساخت سوزنهای لچ تخت (flat latch needles) در ماشینهای بافتنی و تولید پارچههای کشباف.
به Roller Leveling و Stretcher Leveling مراجعه شود. عملیات صاف کردن ورق/نوار.
تنش برشی لازم برای ایجاد تغییر شکل پلاستیک در فلزات جامد.
خطوط قابل مشاهده (درجهبندی مختلف) در مقطع طولی پس از اچ ماکرو؛ نشاندهنده جهت کار مکانیکی یا نورد.
چینخوردگی یا شکست نوار فلزی هنگام خم شدن روی شعاع بسیار کوچک (نسبت به ضخامت) که سطح خارجی را فراتر از حد الاستیک کشیده و باعث شکست میشود. با لوله فلوتد اشتباه نشود.
عیوب ناشی از ادامه فرآیند شکلدهی روی سطوح همپوشان؛ منجر به لایهلایه شدن یا چین بدون جوشخوردگی.
ظاهر سطح شکست فلز پس از گسیختگی (مثلاً شکننده، داکتیل، خستگی و غیره).
ایجاد شکاف و شکست ناگهانی میله با ضربه برای بررسی ظاهر شکست ماکروسکوپی (مثلاً برای تشخیص جهت دانه، عیوب داخلی).
سری خطوخشهای کوتاه سطحی با شکل متغیر؛ معمولاً ناشی از اصطکاک یا ذرات خارجی در فرآیند نورد یا برش
عملیات آنیلینگ کامل برای آهن و فولاد؛ گرمایش تا حدود ۵۰–۶۰ درجه سانتیگراد بالای محدوده بحرانی، نگهداری (سوکینگ) و سرد کردن آهسته زیر محدوده بحرانی برای دستیابی به ساختار نرم و یکنواخت.
سیستم استاندارد شمارهگذاری برای نمایش ضخامت ورق یا نوار و قطر سیم به صورت اعشاری (مانند براون و شارپ، بیرمنگام، استاندارد تولیدکنندگان و غیره)
آسیب به یک یا هر دو سطح فلزی در اثر برداشتن ذرات موضعی؛ معمولاً در اثر اصطکاک شدید و جوش سرد (چسبندگی) بین سطوح فلزی رخ میدهد (مثل در پیچ و مهرههای استیل).
شکل آلوتروپیک آهن پایدار بین حدود ۹۱۰ تا ۱۴۰۰ درجه سانتیگراد (۱۶۷۰–۲۲۵۰°F)؛ ساختار مکعبی وجهمرکز (FCC). به آن آستنیت نیز گفته میشود.
آلیاژ مس-روی با ۹۵٪ مس و ۵٪ روی؛ رنگ طلایی، شکلپذیری بسیار بالا، مقاومت خوردگی خوب. کاربرد: جواهرسازی، پلاک، روکش تزئینی.
کریستال چندوجهی جامد متشکل از گروه اتمها با آرایش هندسی منظم. در عمل کارخانهای، دانهها معمولاً در یک صفحه بررسی میشوند: جهت دانه (grain direction)، خمش عمود بر دانه (across grain) یا موازی دانه (with grain). در فولاد، شکلپذیری در جهت نورد تقریباً دو برابر جهت عرضی است.
سطح مرزی بین دانهها. محل ترجیحی برای تشکیل فازهای جدید در سرد شدن آلیاژها. بسیاری از تخریبها مثل ترک فصلی (season cracking) و شکنندگی قلیایی عمدتاً در مرز دانه رخ میدهند.
قطر متوسط دانهها یا تعداد دانه در واحد سطح. افزایش اندازه دانه با کاهش شکلپذیری و مقاومت ضربه همراه است. عناصری مثل وانادیم و آلومینیوم دانه ریز میکنند. استاندارد ASTM برای اندازه دانه فولاد وجود دارد و آزمون McQuaid-Ehn برای اندازهگیری استفاده میشود.
کریستالهای مجزا در فلزات.
وضعیت سطحی دانهدرشت یا سنگریزهای که در حین کشش ظاهر میشود. به Orange Peel مراجعه شود.
تشکیل دانهها بلافاصله پس از انجماد.
فرآیند گرمایش و سرمایش که کربن ترکیبی در چدن یا فولاد را کامل یا جزئی به کربن گرافیتی (آزاد) تبدیل میکند.
فلتهای فولادی ابزار آنیلشده و پیشسنگزده (با تلرانس نزدیک) در ابعاد استاندارد؛ آماده استفاده در اتاق ابزار. گریدهای رایج: آبسخت، روغنسخت، هواسخت.
خطوخشهای موازی با لبه نوار نورد سرد؛ ناشی از پوسته یا ذرات چسبیده به گاید نورد. همچنین ممکن است در اسلیتینگ رخ دهد.
الف) در نوار فولادی کمکربن نورد سرد: تمپر شماره ۲؛ سختی نزدیک به فول هارد اما کمی نرمتر. ب) در اصطلاحات کارخانه برنج: دو شماره B&S سختتر از آنیلشده؛ معادل ≈۲۰.۷۰٪ کاهش ضخامت. ج) در نوار استیل ضدزنگ: بر اساس حداقل استحکام کششی یا تسلیم؛ برای گریدهای کروم-نیکل: حداقل ۱۵۰,۰۰۰ psi استحکام کششی و ۱۱۰,۰۰۰ psi تسلیم.
کشش سیم فلزی از داخل دای برای کاهش سطح مقطع و افزایش استحکام کششی؛ معمولاً با درجه بالایی از کار سرد همراه است
سیم یا لولهای که با درجه بالایی از کار سرد (کشش) به استحکام کششی بالا رسیده است.
سیم فنری با کربن متوسط تا بالا، کشیده سرد؛ عمدتاً برای فنرهای سردپیچ (cold wound springs) استفاده میشود.
الف) در فولاد به فول هارد تمپر مراجعه شود. ب) در اصطلاحات برنج: چهار شماره B&S سختتر از آنیلشده؛ معادل ≈۳۷.۱٪ کاهش ضخامت
توانایی فلز (معمولاً فولاد) برای سخت شدن در عمق (نه فقط سطح)؛ متفاوت از سختی نهایی. با آزمون Jominy اندازهگیری میشود.
نوار فولادی با کیفیت متوسط یا کربن بالا که تحت عملیات گرمایش، کوئنچ و تمپرینگ قرار گرفته است؛ برای کاربردهای فنری با سختی و چقرمگی مناسب.
هر فرآیندی که سختی فلز را افزایش دهد. معمولاً گرمایش آلیاژهای پایه آهن تا محدوده یا بالای بحرانی و سپس کوئنچ سریع.
مقاومت فلز در برابر برش، سایش، نفوذ، خمش و کشش. با روشهای مختلف اندازهگیری میشود: برینل، راکول، ویکرز، اسکلروسکوپ. استحکام کششی نیز نشاندهنده سختی است.
فاز اصلی که فاز یا جزء دیگر در آن جاسازی شده است
محصول یک عملیات ذوب واحد در کوره؛ از شارژ مواد اولیه تا تخلیه مذاب؛ تمام فولاد این هیت خواص یکسان دارد (آنالیز یکنواخت).
تغییر خواص فلز با اعمال سری تغییرات دما، زمان نگهداری و نرخ سرد کردن؛ تأثیر زیادی روی استحکام، سختی، شکلپذیری و غیره دارد.
برنج با ۶۵٪ مس و ۳۵٪ روی؛ استحکام کششی بالا. کاربرد: فنر، پیچ، پرچ و غیره
در محدوده الاستیک، تنش با کرنش متناسب است. تنشی که ماده دیگر قانون هوک را رعایت نمیکند، حد الاستیک نامیده میشود.
روش پوششدهی فلز پایه آهنی با غوطهوری در فلز مذاب (معمولاً روی، قلع یا ترن) برای ایجاد لایه مقاوم به زنگزدگی
سطح تیره و نسبتا زبر اکسیدی حاصل از نورد فلز در حالت گرم؛ ممکن است بعداً اسیدشویی یا براق شود اما زبری باقی میماند
شکنندگی فلز در حالت گرم (برخلاف cold short)
به Sink Head مراجعه شود. مخزن بالای شمش برای جبران انقباض انجماد.
تغییر شکل پلاستیک فلز در دمای بالا (بالای دمای تبلور مجدد) بدون ایجاد کارسختشوندگی
فولادی با کربن بیشتر از ترکیب یوتکتوئید (بیش از ≈۰.۸٪ کربن)؛ شامل سیمانتیت آزاد + پرلیت. به Eutectoid Steel مراجعه شود
آزمون برای تعیین مقاومت فلز در برابر شکست تحت ضربه؛ معمولاً با نمونه شیاردار (شارپی یا ایزود)
ذرات ناخالصی (معمولاً اکسید، سولفید، سیلیکات و غیره) که به صورت مکانیکی محبوس شده یا در انجماد تشکیل میشوند
مقاومت ماده در برابر فرورفتگی؛ نوع رایج آزمون سختی (برینل، راکول، ویکرز) با اعمال بار استاتیکی.
سختکاری آلیاژ آهنی با گرمایش القایی بالای محدوده تحول و سپس کوئنچ؛ برای سختکاری موضعی و سریع.
گرمایش فلز با استفاده از جریان القایی الکتریکی؛ بدون تماس مستقیم.
مادهای که واکنش شیمیایی خاصی را کند میکند. مهارکنندههای اسیدشویی حل شدن فلز را کاهش میدهند بدون اینکه حذف پوسته مختل شود.
قرار دادن کاغذ بین لایههای مجاور فلز برای سهولت حمل، برش و جلوگیری از چسبیدن یا خطوخش.
آنیلینگ پس از کار سرد برای نرم کردن فلز قبل از ادامه کار سرد. به Process Annealing نیز گفته میشود.
پیری آلیاژ در دو یا چند دما به صورت پلهای؛ پس از هر مرحله تا دمای اتاق سرد میشود.
نازک کردن دیوارههای قطعه کشش عمیق با کاهش فاصله بین پانچ و دای.
گرمایش آلیاژ آهنی برای ایجاد ساختار آستنیتی جزئی یا کامل، سپس سرد کردن و نگهداری ایزوترمال در دمایی که آستنیت به ترکیب فریت-کاربید نرم تبدیل شود.
فولاد سختکاریشده، تمپرشده، صیقلی براق با لبههای گرد؛ کربن ≈۰.۸۵٪. برای ساخت تیغه اره مویی (jig saw)؛ عرض ۱–۱۰ میلیمتر، ضخامت ۰.۴–۱ میلیمتر.
فولادی که به اندازه کافی اکسیدزدایی شده تا مذاب هنگام ریختن در قالب آرام باشد (بدون جوش و گاز). معمولاً با آلومینیوم، فروسیلیس یا منگنز؛ یکنواختتر، کمتر پیر میشود اما برای کربن یکسان سختتر از ریمد استیل است. اکثر فولادهای بالای ۰.۲۵٪ کربن کیلد هستند.
آنالیز شیمیایی نماینده یک هیت (ذوب) فولاد که توسط تولیدکننده گزارش میشود. از نمونه شمش آزمایشی گرفتهشده در زمان ریختن مذاب از پاتیل (لدل) به دست میآید. این آنالیز معمولاً آنالیز اصلی کارخانه (heat analysis) محسوب میشود.
عیب ورق به صورت لایهلایه شدن یا جدایش؛ ناشی از حفرههای گازی در شمش اولیه که در نورد به صورت لایههای جدا ظاهر میشود. مشابه cold shut.
عیب سطحی به شکل درز؛ ناشی از تا شدن فلز داغ، پره یا گوشه تیز و سپس نورد یا آهنگری آن به داخل سطح بدون جوش خوردن واقعی.
نوع جوش که دو قطعه فلز روی هم قرار گرفته و سپس فشرده یا چکشکاری میشوند؛ بهویژه برای درز طولی لوله یا پایپ که لبههای اسکلپ (skelp) شیبدار یا اسکارف شده و روی هم جوش میخورند.
شبکه فضایی (Space Lattice)؛ خطوط و صفحات شبکه به گونهای انتخاب میشوند که از نقاط شبکه همخط یا غیرهمخط عبور کنند.
Bath Annealing مراجعه شود. آنیلینگ در حمام سرب مذاب.
صاف کردن ورق یا نوار نوردشده. به Roller Leveling و Stretcher Leveling مراجعه شود.
فلزات و آلیاژهایی با چگالی کم (وزن مخصوص پایین) مانند بریلیوم، منیزیم و آلومینیوم.
ورق آلومینیوم با سطح بسیار مرغوب در یک طرف (بدون عیب سطحی) و صافی حداکثری؛ برای استفاده به عنوان پلیت در چاپ افست.
ورق فولادی با پوشش ترن (سرب-قلع) غوطهوری گرم؛ به Terne Plate مراجعه شود.
برنج با ۸۰٪ مس و ۲۰٪ روی؛ رنگ طلایی روشن، شکلپذیری بسیار بالا. مناسب برای کشش، فرمدهی، شیلنگ فلزی انعطافپذیر، bellows و غیره.
فولادهایی با ۰.۱۰–۰.۳۰٪ کربن و کمتر از ۰.۶۰٪ منگنز؛ تولیدشده با روشهای BOF، بسمر، OH یا الکتریکی.
در فولاد: خطوط رگمانند بلند روی سطح هنگام تغییر شکل فراتر از نقطه تسلیم؛ ویژگی تمپر شماره ۵ (دد سافت) است و عیب نیست. همچنین به آن stretcher strains میگویند. در آلومینیوم و برخی آلیاژها نیز دیده میشود.
آزمون با غوطهور کردن مقطع آمادهشده فولاد در اسید داغ و بررسی سطح اچشده برای ارزیابی یکنواختی، سالم بودن و عیوب داخلی محصول.
عکسبرداری از شیء بدون بزرگنمایی بیش از ۱۰ برابر (برای بررسی ساختار ماکروسکوپی)
قابل مشاهده با چشم غیرمسلح یا با بزرگنمایی کم (تا حدود ۱۰ برابر)
ساختار فلز که با بررسی ماکروسکوپیک (چشم یا ذرهبین کمبزرگنمایی) آشکار میشود.
خاصیت سهولت تغییر شکل فلز تحت نورد یا چکشکاری؛ فلزات چکشخوار راحتتر به ورق نازک تبدیل میشوند.
الف) شکنندگی ناشی از جذب هیدروژن (معمولاً در اسیدشویی یا آبکاری). ب) کاهش شکلپذیری به دلیل جذب هیدروژن و فشار داخلی ایجادشده. مس الکترولیتی در اتمسفر احیایی داغ نیز مشابه نشان میدهد.
آنیلینگ طولانی چدن سفید برای تبدیل کامل یا جزئی کربن ترکیبی به گرافیت آزاد؛ نتیجه: چدن مالیبل (چکشخوار).
عنصر Mn (شماره ۲۵، وزن اتمی ۵۴.۹۳)؛ فلز سفید مایل به قرمز، سخت و شکننده. کاربرد در فولادسازی: تقویت فریت، تشکیل کاربید، افزایش هاردنابیلیتی ارزان، خنثی کردن شکنندگی گوگرد. در فرومنگنز و اسپیگل استفاده میشود.
ساختار سوزنیشکل خاص در فولاد؛ مرحله انتقالی تحول آستنیت. سختترین جزء فولاد یوتکتوئید؛ با کوئنچ سریع از دمای بالا تشکیل میشود. اصلیترین جزء فولاد ابزار سختکاریشده. مارتنزیت مغناطیسی است.
در فولاد: سطح مات و کمتر صاف از پرداخت معمولی کارخانه؛ با غلتکهای اچشده یا زبر مکانیکی ایجاد میشود.
خواصی که واکنش الاستیک و غیرالاستیک ماده تحت نیرو را نشان میدهند (مانند مدول الاستیسیته، استحکام کششی، حد خستگی). برخلاف خواص فیزیکی (چگالی، رسانایی و غیره). در فولاد به میکروساختار وابسته است.
هر فنری که با فرمدهی سرد از هر مادهای (با یا بدون عملیات حرارتی بعدی) ساخته شود.
تغییر شکل پلاستیک یا تغییرات فیزیکی دیگر فلز تحت نورد، چکشکاری، کشش و غیره برای تغییر شکل، خواص یا ساختار.
فولاد با ۰.۳۰–۰.۶۰٪ کربن و کمتر از ۱٪ منگنز؛ با هر فرآیند استاندارد قابل تولید.
محدوده دمایی که آلیاژ در آن ذوب میشود؛ بین دمای solidus (شروع ذوب) و liquidus (کاملاً مایع).
پوششدهی فلز روی قطعه با ذوب سیم فلزی (با شعله اکسی-هیدروژن، اکسیاستیلن یا قوس الکتریکی) و پاشش با فشار گاز.
لم بررسی اجزا و ساختار فلزات و آلیاژها با میکروسکوپ (پس از آمادهسازی سطح: سنگزنی، پولیش، اچینگ).
الف) عناصر بین فلز و غیرفلز (آرسنیک، آنتیموان، بور، تلوریم، سلنیوم). ب) در متالورژی فولاد: به عناصر رایج در فولاد ساده (کربن، منگنز، فسفر، سیلیکون، گوگرد) گفته میشود.
ساختار فلز یا آلیاژ پس از پولیش و اچینگ که زیر میکروسکوپ دیده میشود (دانهها، فازها، عیوب).
لبه طبیعی ورق، نوار یا پلیت در حالت نورد گرم؛ بدون برش (un-sheared).
پرداخت سطحی کارخانهای روی ورق و پلیت؛ ویژگی غلتکهای سنگزده در نورد.
نسبت تنش به کرنش در محدوده کاملاً الاستیک؛ نیرویی که برای دو برابر کردن طول ماده لازم است (با فرض رفتار کاملاً الاستیک). واحد معمول: GPa.
نسبت شدت تنش برشی به کرنش برشی (زاویه اعوجاج بر حسب رادیان)؛ مدول برشی یا G.
حفرهای که مذاب فلز در آن ریخته میشود تا شکل مورد نظر تولید شود
عنصر Mo (شماره ۴۲، وزن اتمی ۹۵.۹۵)؛ فلز سخت، خاکستری-سفید، مقاوم به حرارت بالا. کاربرد در فولاد: افزایش دمای رشد دانه آستنیت، عمق سختشوندگی، مقابله با شکنندگی تمپر، افزایش استحکام گرم و خزش، سختی قرمز، مقاومت خوردگی در استیل ضدزنگ، تشکیل ذرات مقاوم به سایش.
سیم کشیده سرد صیقلی با استحکام کششی و پیچشی بسیار بالا؛ بالاترین خواص مکانیکی در میان سیمها. با کربن بالا + پتنتینگ + کشش چندمرحلهای به دست میآید. بر اساس استحکام کششی (نه سختی) خریداری میشود.
پیری خودبهخودی محلول جامد فوقاشباع در دمای اتاق؛ بدون نیاز به حرارتدهی خارجی (برخلاف پیری مصنوعی). معمولاً در آلیاژهای آلومینیوم سری ۲۰۰۰ و ۶۰۰۰ و برخی فولادهای رسوبی رخ میدهد.
فولاد نواری معمولا یکچهارم سخت نوردشده، فوقدقیق نوردشده با لبههای برشخورده (sheared edges). کربن ≈ ۱.۲۵٪، کروم ≈ ۰.۱۵٪. عرض معمول ۲ اینچ، ضخامت ۰.۰۵–۰.۹ میلیمتر. کاربرد: برش چشم سوزن و فرزکاری لچ (قلاب) در سوزنهای لچ بافتنی
ساختار میکروسکوپی که کریستالهای یک فاز توسط لایهای از فاز دیگر احاطه شده و پس از اچ کردن، ظاهری شبکهمانند (شبیه توری) ایجاد میکند. معمولاً در فولادهای هیپر یوتکتوئید (سیمانتیت شبکهای) دیده میشود.
عنصر Ni (شماره ۲۸، وزن اتمی ۵۸.۶۹)؛ فلز سفید نقرهای، کمی مغناطیسی، شکلپذیر و مقاوم به خوردگی. کاربرد: آبکاری، آلیاژهای پایه مس (کوپرونیکل)، مونل. در فولادسازی: (۱) تقویت فولادهای بدون کوئنچ یا آنیلشده، (۲) افزایش چقرمگی فولادهای پرلیتی-فریتی (بهویژه در دمای پایین)، (۳) ایجاد ساختار آستنیتی در آلیاژهای کروم بالا (فولاد زنگنزن).
آلیاژهای پایه مس با ۱۰–۴۵٪ روی و ۵–۳۰٪ نیکل؛ رنگ نقرهای، مقاومت خوردگی خوب، شکلپذیری مناسب. کاربرد: جواهرات، ظروف، قطعات الکتریکی (علیرغم نام، نقره واقعی ندارد).